صائن الدين على بن تركه

92

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

اختيارى به غير از نجات بندگان از دركات شقاوت و فائز شدن به درجات سعادت نخواهد بود و دامن سرادق كبريا و عصمت « 1 » جلال الوهيت دور از گرد آلايش عبادت اكوان و آميزش نسبت ايشان است ، هرآينه افصاح به مقصود اول و مطلوب « 2 » اهم نموده به تكبير مختوم گردانيد « 3 » . خاك « 4 » را با خداى پاك چه كار * پشك را با نسيم مشك چه انس اين است معنى ظاهر اذان « 5 » به زبان اشارت و آن را به حسب هرطور ، معانى ارجمند هست ولى بيش از اين در وقت نمىگنجد . و چون موطن اذان بلندترين مرتبه‌اى است از مدارج اظهار و مراقى كمال اشعار و آن معنى بىتعاكس صور حسى حرفى از سطوح جوارح قولى ، صورت نمىبندد ، هرآينه تكرار آن و تتبع شنوندگان . مؤذن را مسنون آمده و از اينجاست كه اظهار آن به بلندترين آوازى « 6 » بر بلندترين جايى سنت شده و هم از اين است كه در وقت استادگى « 7 » نمودن به « 8 » نماز ، اقامت كه عبارت از تكرار همين اركان است با اخبار « 9 » به همان استادگى « 10 » ، سنت مؤكد « 11 » آمده و مبالغت در تكرار اين سخنان حقايق ترجمان مستحب « 12 » . صبح سخن چون عدم افروز شد * كحلى شب قرمزى روز شد سايه سخن كو به لب آفتاب * زنده شده « 13 » ريگ به تسبيح آب و بعد از اين‌ها به سواك « 14 » اراك اندرون دهان كه عبارت از صورت وجه وجودى است از درن شرك خفى و سوائيت كونى پاك كردن و بن دندان

--> ( 1 ) - ب : عظمت . ( 2 ) - ب : هم . ( 3 ) - ب فرد . ن : ش . ( 4 ) - ب : پشك را با نسيم مشك چه انس خاك را با خداى پاك چه كار . ( 5 ) - ب : انس از آن . ( 6 ) - ب : آوازى جائى . ن : آوازى به . ( 7 ) - ن : ايستادگى . ( 8 ) - ب : نمودن نماز . ( 9 ) - ب : با اخيار . ( 10 ) - ن : ايستادگى . ( 11 ) - ب : مؤكده . ( 12 ) - ب : بيت . ن : ش . ( 13 ) - ب : زنگ يا رنگ . ( 14 ) - ب : به سؤال .